تبليغاتX
به سان رود ...
یادداشتهای گاه به گاه حمید سیدی
۱- بعد از مدتها فرصتی دست داد تا با دکتر شکوری بشینیم و گپی بزنیم. آخه دکتر شکوری بعد از انتخابات برای گذروندن یک دوره آموزشی به سفر رفته بود و تازه به ایران برگشته. از هر دری سخن گفتیم. دکتر شکوری بهم پیشنهاد کرد تا خاطرات ایام انتخابات رو بنویسم و منتشر کنم. البته شبیه این کار رو برای دکتر معین داریم انجام میدیم اما دکتر شکوری نظرش این بود که ابعاد دیگه اون دوره رو من بنویسم. اگه سر ذوق بیام و فرصت کنم شاید این کار رو انجام بدم.

۲- جلسه آخر تشکیل جبهه دموکراسی خیلی امیدوار کننده بود . حاضرین در جلسه بر روی حد اقل  انتظارات از این جبهه توافق کردند.جلسه آینده در مورد اصول تشکیل دهنده جبهه بحث خواهد شد. ظرف یکی دو روز آینده گزارشی در این مورد منتشر میکنیم. یه خبر دیگه هم از این جبهه اینکه سایت جبهه هم در حال راه اندازیه و به محض آماده شدن آدرسش رو اعلام میکنیم.

۳- در جلسه آخر جبهه دموکراسی خانم طالقانی ویژه نامه سالگرد مرحوم طالقانی رو داد تا به دکتر معین بدم . دیروز با دکتر در مورد طالقانی صحبت کردیم.دکتر از صداقت مرحوم طالقانی میگفت و از اینکه در ایام تصدی وزارت در نظر داشته بزرگداشتی برا مرحوم طالقانی بگیره و موفق نشده و هنوز هم چنین آرزویی داره تا این کار رو انجام بده.

۴- هفته گذشته مشکلی برام پیش اومد که خیلی من رو گله مند و شاکی کرد. تا حدی که تصمیم گرفتم همه چیزو ول کنم و برم. اما صحبت و راهنمایی دوستان باعث شد تا صرفنظر کنم . به خصوص قولی که به یکیشون داده بودم.فقط به خاطر این قول موندم. چه کنیم دیگه ما اینیم . سرمون بره قولمون نمیره. آخر مرامیم.این بیت سعدی هم مزید بر علت شد

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار                                 دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

۵-کم کم داریم به شبهای قدر نزدیک میشیم. همدیگر رو حلال کنیم و برا هم دعا کنیم.

یا علی مدد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 11:32  توسط حمید سیدی  | 

۱- دیروز بعد از ظهر در حالی اولین روزه  ماه رمضان را افطار کردیم که مشغول نوشتن یه طرح باحال برا مشارکت  بودیم. با صدای بلند گفتم خدایا ما را ببخش  که  بهترین لحظه های ماه رمضان را با کار حزبی ضایعش میکنیم. بچه ها کلی خندیدن.ولی از همه جالبتر التماس یکی از طراحان بود که میگفت خدایا کاری کن این طرح ما بگیره .یه اصطلاح جدید هم از دستاوردهای روز اول ماه رمضان بود. وقتی رفتم به اتاق سعید(شریعتی) سری بزنم.دکتر خانیکی گفت :"حمید آقا بفرما یک لقمه چای".احتمالا به کم بودن نون و پنیر و نصفه بودن کاسه های آش اشاره میکرد. خب دیگه چه میشه کرد.مشارکته دیگه.کارگزاران که نیست.

۲-نوار جدید اصفهانی چنگی به دل نزد. چند سال پیش که برای اولین بار صدای اصفهانی رو شنیدم با خودم گفتم یه صدای موندگار تو عرصه آواز .اما آلبوم اخیرش حسابی ناامیدم کرد. اونم بازاری شده....

۳-جواد من از دست تو چی کار کنم؟با این خبر تنظیم کردنت منو پیش رییسم ضایع کردی .کجای دنیا اول اسم دبیر رو میارن بعد اسم رییس رو .حالا یکشنبه که جلسه تشکیل بشه و دبیریه شاخه رو ازم گرفتن راحت میشی آره؟انتقام مصاحبه نگرفتن از دکتر معین رو از من میگیری. درسته که دکتر ارغنده میگه من ذوب در معینم ولی نه تا این حد.خلاصه یکی طلبت.

۴-آقا مصطفی ! از بابت حرف ... ناراحت نشو. سوء تفاهم بوده.شنبه منتظرتم.جای من باشی  چی کار میکنی. خودت که شاهدی ... چیا پشت سرم بهت میگه ولی من به رومم نمیارم.اینقدر حساس نباش.

۵-از تاخیر در به روز کردن وبلاگ عذر خواهی میکنم. گرفتاری ها بعضی وقتا مجال نوشتن رو از آدم میگیره.از همه دوستان التماس دعا دارم. تو این ماه خوب خدا همدیگر رو دعا کنیم تا دعاهامون مورد قبول واقع بشه.یا حق.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 مهر1384ساعت 11:18  توسط حمید سیدی  |